قدم های سست یا محکم برای وصال؟
نگارش در تاريخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط یاردبستانی و رفیق

"بنام حق"

فضیل گفت: تواضع آن است که:

                حق قبول کنی ,از هر که باشد ,اگر هم کودک و اگر جاهل ترین خلق باشد

-------------------------------------------------------------------

 لطفا کمی تفکر !

نگارش در تاريخ ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

"بنام حق"

معلم املا داشت می گفت:

ازززز خداااا جوییم ممممم توفیق اددد.... سرت به ورق خودت باشه بزغاله! ادب

بی ادب ب ب ب محروم م ش ش...

(یکی از بچه ها):آقا میشه دوباره بگید .ما جاموندیم

معلم:به درک که جا موندی!از همین جا به بعد بنویس تا دفعه بعد گوشاتو خوب باز کنی

.

.

معلم 30 برگه را تصحیح کرد که روی آنها نوشته شده بود:

از خدا جوییم توفیق ادب

بی ادب محروم شد از لطف رب

                         حضرت محمد(ص)می فرمایند:کونوا دعاه الناس بالخیر بغیر السنتکم

                          آدم اگه خودش آدم نباشه نمی تونه به دیگران آدم بودن رو یاد بده !

 

...............................................

البته جسارت نشه به معلم و استادهایی که واقعا حق معلمی رو ادا می کنند

دور از  حضور معلمان عزیز

البته این مطلب مخاطب معلمان نیس

مطلب به جا و مفیدی بود برامون خواستیم در اینجا درج کنیم

تا حدیث جلوی چشم هامون باشه

تا به قول بعضی ها خدا رو چه دیدی در این سال جدیدسرمون به سنگ خورد و هدایت شدیم

نگارش در تاريخ ۱۸ اسفند ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

"بنام حق"

گاهی تنها بودن می شود یک فرصت,می شود یک نعمت !آن زمان که خدا مونس آدمی باشد!که آن وقت دیگر مجالی برای دیگران نمی ماند!که...

و گاهی این تنها بودن ها از ترس است!از آدمها ,از اهلی کردن و اهلی شدن هایشان , از نقاب های زیبا و چهره زشتشان! از زبان فصیح و دل مریضشان, از ظاهر راست و باطن ناراستشان

خوشا به حال آن ها که چه تنها باشند چه در میان تن ها ,انیس ومونسشان خداست! اهلی کردن و اهلی شدن هایشان برای خدا و به خاطر خداست! و ترس ها و اضطراب هایشان همگی به خاطر او!

و راستی!

چه ترسناکند پلگانی که پشت چهره رام و آرام و زیبا به کمین نسشته اند!

پناه باید برد به خودش!

او که انیس است و نگهدار و آگاه بر ضمائر!

...................................................................................................................

این روزگارغریب مردمانی دارد، مردمانی از جنس غربت مردمانی که هر چقدر چشمشان را شستند بدتر از گذشته دیدند

سهراب نمیدانم مشکل از چیست و از کجاست؟

از آب یا از مردم این روزگار...؟

نگارش در تاريخ ٥ اسفند ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

" بنام حق"

رفیق جان بخوان این 2 سطر رو که واقعا تکان دهنده است چقدر این جملات وصف حال

مردمان روزگار طرف ماست

(این جهان پر است  از صدای پای  مردمانی که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را

 در ذهن خود می بافند صادقانه به تو  دروغ می گویند و خالصانه به تو خیانت می کنند)

 

نگارش در تاريخ ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

"بنام حق"

چه رسم عجیبی دارند این مردمان!

محبتت رو می گذارند پای احتیاجاتت;صداقتت را می گذارند پای سادگیت و سکوتت را می گذارند پای نفهمیدنت جالب اینکه تمام سعی شون رو میکنندو هزاران راه وروش و آزمون خطا می کنند که به آدم بفهمونند که نمی فهمید ولی غافل این که میفهمیم و خوب هم میفهمیم ولی ...

-------------------------------------------------------------

سلام یاردبستانی عزیزلبخند

 گاهآ از طرف آدما یه تلنگراتی زده میشه که به عجیبیشون افزوده میشه نمونه هایی از تلنگرات

1-آدما هم چون مهره های شطرنج می مونند وقتی سوخت باید کنار گذاشتگریه

2- دل شکستن هنر نیست تا توانی دل بدست آردل شکسته

3- بی رنگی رنگ بسیجی هاس مواظب باش رنگی نشیافسوس

4- سعی کن برای دیگران زندگی نکنی فقط برای خودت زندگی کنخیال باطل

5- اگه ازچیزی خبر نداری زود قضاوت و حکم صادر نکندروغگو

و خیلی حرفای دیگه ای که مثل خمپاره شصت تو ذهن آدم میشینه و ذهن آدم رو به کلی تخریب میکنه

 بماند نتیجه ای که من میگیرم

نگارش در تاريخ ٤ بهمن ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

 "بنام حق"

از رفیق  به یاردبستانی:

دوستان بفرمایید شیرینیشیرینی خورانی به مناسبت : یار دبستانی هم بالاخره شاغل شدتشویق 

یار دبستانی عزیز تبریک میگم و دعا می کنم هر کجا باشی پیروز و سربلند باشی ایشاا...شاهد موفقیت های روز افزونت باشیمقلب

 

 -------------------------------------------------------------------------------

 از یاردبستانی به رفیق

سلام رفیق جونم

بدجوری غافلگیرم کردی ممنون از تبریکت خیلی خوشحالم بالاخره هر دوتامون شاغل شدیم هرچند می دونم کار بزرگی نکردیم ولی چون خیلی دنبال کار دلخواه مون بودیم  برامون لذت بخش هست امیداوارم موفق باشیم و تمام جوونایی که دنبال کار هستندکارسالم با محیط سالم پیداکنندلبخند

نگارش در تاريخ ٢٦ دی ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

" بنام حق"

چند مدت پیش طبق رسم هر سالمون بازم  دعوت نامه از قطعه ای از بهشت  واسه ارازل اوباش ها  ارسال شده بود و طبق معمول اخراجی ها  ساک ها رو بستیم و مشرف شدیم پابوس امام رضا هورا

 بازم که پر فعالترین و شلوغ ترین افراد در یک کوپه 6 نفری ولی چند نفری هم اضافه کنید به ظاهر کوپه 6 نفری بود چی بگم فقط بخور و بخواب و بخند. هنوز ساعتی بیش  از حرکتون  نگذاشته بود  سطل آشغال تا خرخره پر بود و کف کوپه هم از تمیزی مشخص نبود جنسش از چیه؟ قهقههتصمیم براین شد که بریم از مهماندار جارو +کیسه زباله بگیریم این وسط باید یکی قربونی می شد و با خجالت می رفت پیش مهماندار. هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم. حکایت ما هم مثل این شد(بیایین جمع بشیم برید جنگ ) چشم های 6نفر به سوی هم  این می گفت اون بره اون می گفت تو برو  بالاخره یه رفیقی که فارس زبون بود تصمیم گرفتیم به علت فارس زبونیش  اون بره ماجرا شروع میشه:

رفیق:ببخشید آقا یه جارو+کیسه زباله می خواستیم ؟

قیافه مهماندار دیدنی بودخنده

مهماندار:خانم مگه سطل آشغال کیسه نداره تازه خودم عوض کردم ؟تعجب

حالا بیا به این پسر خوب  توضیح بده که ماجرا از چه قرارهخجالت پسر خوب تو به این کارها چه کار داری وسایل ها رو بده برم دیگه عجب روزگاری شده همه به کار هم می رسند

مهماندار:خانم هنوز چندساعتی نشده ها تا فردا ظهر خیلی مونده !!!

رفیق که برگشت گفت از خجالت آب شدم من حاظرم  زبون مادریم رو تغییر بدم ولی سراغ کیسه زباله نرم هربار که سطل آشغال پرمی شد همه چشم ها به طرف رفیق و با صدای هماهنگ :هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم قهقهه

 خنده بازار ادامه دارد منتظر باشین

نگارش در تاريخ ۱٥ دی ۱۳٩٠ توسط یاردبستانی و رفیق

سلام عزیزم خوبی ؟

شرمنده یه مدتی هست سرم خیلی شلوغه خودت که تو پست قبلی اشاره کردی صبح تا عصر پشت میز ریاست، متفکرعصر تا شب هم مشغول به تدریس هستمکلافهوقت برا ی جواب دادن به اس ام اس هم ندارم (خلاصه ظلمت نفسی)گریه منم دلتنگتم ازبس حرفام توسینه ام حبس شده دارم افسرده میشم البته میدونم تو هم حس کنجکاویت بیش ازپیش گل کرده ایشاا...به این زودی یه قرار میذاریم که کلی حرف واست دارم درضمن کجاقراربذاریم ؟بمونه وقت و روز ومحلش رو بهت خبرمیدم فعلابای باییکی از شاگردام زنگ زدآخ